صفحه اصلی

تازه‌ها

معرفی کتاب‌ها

دیدگاه‌ها

جستارهای نظری

کارگاه کودکان

کودکان کار و خیابان
صندوق
تازه‌ها و گزارش‌ها

تماس با ما

پیوندگاه‌ها

کارگاه کودکان / داستاننويسى / کتابخوانى

 

داستان نخودى و ماه از عزير تاجيک (گروه فرهنگى - اجتماعى کيانا)

نخودى هر شب ساعت ١٠ به آسمان مى‌رفت و روى ماه را مى‌بوسيد و با يکديگر صحبت مى‌کردند، مى‌خنديدند، براى هم قصه مى‌گفتند و با هم بازى مى‌کردن. ولي يه روزى سر اينکه کجا برند و بازى کنند دعواشون شد. نخودى گفت بريم پارک ولى ماه قبول نمى‌کرد. بعد با هم قهر کردند. اون شب که نخودى پيش ماه نرفت ماه آمد خانه نخودى بعد نخودى را بوسيد و بعد با هم دوست شدند و تصميم گرفتند که بعد از اون سر چيزهاي کوچک با هم دعوا نکنند.

 

سيد مهدى موسوى، کلاس ٢/١ خانم شمس

سيد مهدى موسوى سيد مهدى موسوى، کلاس ٢/١

 

محمد مهدى اسماعيلى گهر

محمد مهدى اسماعيلى گهر  محمد مهدى اسماعيلى گهر

 

على فلاح، کلاس ٢/١

على فلاح، کلاس ٢/١  على فلاح، کلاس ٢/١

 

داستان ياسمين گلابادى، مهدکودک و دبستان زينبيه

اداستان ياسمين گلابادى، مهدکودک و دبستان زينبيه